part

part.61.
پوشیدم (اسلاید ۱ )
از پشت در
_..میتونم بیام تو..
+..اره..
بهم زل زده بود چیزی نمی گفت
+..چی شده بد شدم برم ۶وض کنم..
_..نه نه اتفاقا خوبه..
+..پس چرا چیزی نمی گفتی..
_..چون خیلی خوشگلییییی..
خجالت کشیدم سیع کردم خودمو بزرگ کنم
+..میدونم..
_..خب خانم خوشگله من چی بپوشم..
+..من برات انتخاب میکنم..
_..اوکیی..
رفتم سر لباساش و یک لباسش که با لباس شبیه بود بر داشتم (اسلاید ۲ )
_..اوو سلیقتو دوست دارم..
+..بپوش..
لباسو گرفت گذاشت رو تخت اومد لباسشو در یاره
_..نمی ری بیرون..
+..نچ..
_..باشه..
لباسشو در اورد اون لباسو پوشید وقتی نوبت شلوارش شد خجالت کشیدم
+..من میرم بیرون..
رفتم سمت در
_..میبودی حالا..
+..نه عوض کن منتظرم..
خندید اومدم بیرون سویچ ماشینشو برداشتم رفتم نشستم تو ماشین که اومد
نشست پشت فرمون
_..یادت باشه نباید از شوهرت خجالت بکشی بیبی..
+..باشه جونگ کوک..
_..تو چرا هنوز به من میگی جونگ کوک..
+..خب چی بگم..
_..کوکی..
+..تهیونگ که گفت خوشت نمیاد بهت بگن کوکی..
_..اونا نگن ولی تو بگو..
+..اوکی کوکی راه بیافته..
ماشینو روشن کرد و راه افتادیم
خسته بودم سرمو به شونه ی کوکی که داشت رانندگی میکرد تکیه دادم
_..خسته اییی؟؟..
+..اره..
_..سرتو بزار روی پام..
+..ولی حواست پرت میشه ..
_..نمیشه من رانندگیم میکنم..
سرمو از زیر دستش گذاشتم روی پاهاش چشامو بستم
...................
چشامو بازو کردم با صداش
_..پاشو قشنگم رسیدیم .. سرتشو روی سرم میکشید
+..رسیدیم؟؟؟..
_..اوهوم..
از جام پاشدم
به اطراف نگاه می کردم
_..مو هات بهم ریخته..دستی به مو هام کشیدم
_..اینجوری نمیشه..
اومد جلو با دستاش مو هامو مرتب کرد
_..پیاده شیم؟؟؟..
+..اوهوم ..
پیاده شدیم رفتیم تو
دیدگاه ها (۰)

part .62.همه تعظیم کردن از اون فروشگاه گرونه بودرفتم تو اتاق...

part.63._.. قبل اینکه بریم خونه من یه چیزایی آماده کردم بریم...

part.60.نشستم کنارش بلندش کردم گذاشتمش روی تخت +..دکتر یک دا...

part.59(صبح)*چشامو بازو کردم لخت زیر پتو تو بغلش بودم اونم ل...

رمان جونکوک

part.55.تهیونگ که گرخید ازم دوری شد گفت..باشه بابا حداقل تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط