آنگاه که غرورکسی راله میکنی...

آنگاه که غرورکسی راله میکنی...
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی راویران میکنی...
آنگاه که شمع امیدکسی راخاموش میکنی...
آنگاه که بنده ای رانادیده می انگاری...
آنگاه که حتی گوشت رامیبندی؛
تاصدای خردشدن غرورش رانشنوی...
آنگاه که خدارومیبینی وبنده خدارانادیده می انگاری...
""میخواهم بدانم دستانت رابسوی کدام آسمان درازمیکنی تابرای خوشبختی خودت دعاکنی""؟؟
دیدگاه ها (۱)

آنگاه که غرورکسی راله میکنی آنگاه که کاخ آرزوهای کسی راویران...

آنگاه که غرورکسی را له میکنیآنگاه که بنده ای رانادیده می انگ...

انگاه ک غرورکسی راله میکنیانگاه ک بنده ای رانادیده می انگاری...

آنگاه که غرورکسی راله می کنیآنگاه که آرزوهای کسی را ویران می...

آنگاه‌ڪه‌غرورڪسی‌راله میکنی،،،آنگاه‌ڪه‌بنده‌ای‌رانابود می‌ان...

آنگاه که غرور کسی را له میکنی آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ...

آنگاه که غرور کسی را له میکنی آنگاه که کاخی که شمع امید کسی ...

خدایاااآنگاه که غرورکسی را له میکند آنگاه که شمع امیدکسی راخ...

ان گاه که کاخ ارزوی کسی را ویران میکنی،ان گاه که شمع امید کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط