رفیق اهل دل و یار محرمی دارم

رفیق اهل دل و یار محرمی دارم
بساط باده و عیش فراهمی دارم
کنار جو، چمن شسته را نمی خواهم
که جوی اشکی و مژگان پُر نَمی دارم
گذشتم از سر عالم، کسی چه می داند
که من به گوشهء خلوت، چه عالمی دارم
تو دل نداری و غم هم نداری اما من
خوشم از این که دلی دارم و غمی دارم
چو حلقه بازوی من، تنگ، گِرد پیکر توست
حسود جان بسپارد که خاتمی دارم
به سربلندیِ خود واقفم، ز پستی نیست
به پشت خویش اگر چون فلک خمی دارم
ز سیل کینهء دشمن چه غم خورم ای دوست؟
که همچو کوهم و بنیان محکمی دارم
دیدگاه ها (۱)

رفیق اهل دل و یار محرمی دارمبساط باده و عیش فراهمی دارم کنار...

گذشتم از سر عالم، کسی چه می داندکه من به گوشهء خلوت، چه عالم...

گذشتم از سر عالم، ڪسے چه مے داندڪه من به گوشهء خلوت، چه عالم...

گـذشتـــم از ســر عـالـم، کسـی چـه مـی دانـد . . .کـه مـن بـ...

گذشتم از سر عالم، کسی چه می داندکه من به گوشهء خلوت، چه عالم...

#پست_آخر۹۸ بیا که بار دگر گل به بار می‌آیدبیار باده که بوی ب...

ز خود بیگانه ام...

ظریف: در شرایطی نیستم که کاندیدای ریاست‌جمهوری شوموزیر امور ...

فال حافظ روزانه چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 فال حافظ امروز متولدین #فروردین : ساقی به نور باده برافرو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط