چامه از من است

‌ چامه از من است . . .

پرده ی اول :
گفتگویمان گل انداخته بود . در لابلای سخنانم تک بیتی زیبا خواندم بسیار خوشش آمد گل از گلش شکفت، به اندازه ای خوشش آمده بود که به به و چه چه کنان قلم و کاغذ خواست تا بنویسد، و آنگاه که فهمید سراینده ی چامه کسی نیست مگر خود من! سگرمه هایش درهم رفت قلم و کاغذ به کناری نهاد و از نوشتن چامه در گذشت.

پرده ی دوم :
گفتگویمان گل انداخته بود . در لابلای سخنانم تک بیتی زیبا خواندم، بسیار خوشش آمد گل از گلش شکفت، به اندازه ای خوشش آمده بود که به به و چه چه کنان این بار نخست نام سراینده را از من پرسید، برای اینکه او را بیازمایم به دروغ گفتم:
- از حافظ است
گفت: خودم گمان می کردم شعری بدین زیبایی از شاعر قَدر قدرتی باید باشد و آنگاه به به و چه چه کنان قلم و کاغذ خواست و آن را نوشت آنگاه که می خواست نام سراینده را در زیر چامه بنویسد به او گفتم:
- سروده از من است! نه از حافظ
قلم و کاغذ به کناری نهاد و با خشم گفت: مرا سر کار می گذاری؟؟!

پرده ی سوم :
از آن به بعد هرگاه که گفتگویمان گل می اندازد و من تک بیت زیبایی چاشنی سخنانم می کنم . دیگر تلاش می کند خوش آمدنش را از من پنهان کند زیرا می ترسد که مبادا چامه از من باشد .

#مرتضی_کیوان_هاشمی

@keyvan_hashemi
دیدگاه ها (۱)

‌ کتاب جلد چرمی کهنه...من کتاب جلد چرمی کهنه ای هستمسالها پی...

‌ راستی ! شما به چی پُز میدین ؟ . . .بعضی ها به پول و ثروتش...

‌ خدا به سلامتی یه مرگی تون بده ! ! . . .مرگ حقه....دیر و زو...

#استاد_مرتضا_کیوان_هاشمی #استاد_مرتضی_کیوان_هاشمی #مرتضا_کیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط