‌ آسمان تهمت نزن ،دیـوانـــــه ام!

‌ آسمان تهمت نزن ،دیـوانـــــه ام!
با زمین و بازمان،بی گــانـــــه ام!

بس که باریــــدی بر آن دیــوار مـا
از غمش چون خانه ای ،ویــرانـه ام

آنچه دنیا داده مــا را ،باخـــــتـیــم
ریختی چون سیل غم ،بر شـانــه ام

از درختان گفتی و تـرس از تبــــر
ریشه سوزاندی تو ای ،هم خانه ام

تازیـــانه میزدی، بر پـشـــــت مـا
آســـمان یادم نکن ،افســـانــه ام...
دیدگاه ها (۳)

مبادا ردِ لب هایت رویِ فنجانهای کافه ها جا مانده باشد مبادا...

🖇 گاهی حرفت را نمیفهمند !حرفت را که نفهمند مُهرِ سکوت میزنی ...

راز شاعر شدنم ، عشق غزل خیز تو بودکاسه ی صبر دلم ، یکسره لبر...

زن ها نیاز به یک کوه دارندتکیه گاهی محکم میخواهنداحترام میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط