یک توپ ،کافی بود و بعدش، هفت تا سنگ

یک توپ ،کافی بود و بعدش، هفت تا سنگ
بعدش، دلی بی غصه و خالی ز نیرنگ
پرتاپ توپ و خنده های ساده و شاد
دنبال هم بودن، به دور از حمله ی جنگ
شادی ،برای بردهای کودکانه
بازنده بودن، بی هراس از طعنه و ننگ
آزاد، از هر بند و هر نامی، رفاقت
شاد و صمیمی، با صفا و خوب و یکرنگ
ما، بچه بودیم و برای شادی ما
یک توپ، کافی بود و بعدش، هفت تا سنگ
دیدگاه ها (۱)

چشم وا ڪردم و دیدمڪہ وجودم " تو شدی "دفتــر پـر غـــزلخاطره ...

"گر تو آزاد نباشی، همه دنیا قفس استهر کجا هست، زمین تا به ثر...

این حنجره جز با لب ِ تو، شعرنخواندهجز طعم ِصدایت به صدایش نچ...

ترا ندیده ام ولی ندیده دوست دارمتبه دست گرم عاشقی دوباره می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط