افتاده بر خاک غروبم میره آرزوی بر باد

افتاده بر خاک غروبم میره آرزوی بر باد
میروم تو خود نرنجان امشب از خاطره هر یاد
کفنم رو بیارید خونی نداره این تن
خورده تیغ غم به رگ هام نفسی نمونده با من
داغونه داغونه دلم خدا جواب نکن منو
اشکاتو پاک کن چاره نیست مسافرم به ناکجا
دیدگاه ها (۳)

گریه نشست و گریه کرد تو این شب غم انگیزشبی که دستای این دل م...

وصیتم درد و غمه اشکامو پنهون نکنیدبه حال و روز من خدا رو گری...

مگه می شه گلهای سرخ بدون عشق شکفته بشنقاصدک ها بدون شوق تو ر...

شد از کمون نگات تیری به قلبی رهانشست توسینه گل آرزوهاتبسمی خ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

داغون تر نبود ؟ بعد رفتنت هیچکی جرعت نداره حتی پاهاشو تو سلو...

داغون تر نبود ؟بعد رفتنت هیچکی جرعت نداره حتی پاهاشو تو سلول...

#Sahel.Dokhi.Asabiداغون تر نبود ؟ بعد رفتنت هیچکی جرعت نداره...

داغون تر نبود ؟بعد رفتنت هیچکی جرعت نداره حتی پاهاشو تو سلول...

پارت:#بیست_و_سوم#رمان:#لیلی_بی_عشقنوشته:#پرنیابعد از یک ساعت...

خندید وگفت :آره بشین به محمد اقا آبدارچی میگم بره داروهات رو...

بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت  سحر بود و غم و...

بحر طویل-ضربت خوردن و بستر شهادت سحر بود و غم و...

ابنبات ترش. پارت 37

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط