دیالوگ ماندگار از بهروز وثوقی

دیالوگ ماندگار از بهروز وثوقی

ابی(بهروز وثوقی): خیلیا منو زدن ... پاسبونا ... شوفرا ... پارچه فروش های کوچه مهران ... آدمای ممد ارباب ... سیاهی های کوچه سرخپوستا ... می دونی ...
همیشه بعدِ هر یه کتک خوردنِ مفصل یه جوری میشم ...
مثل آدمی که خارش داشته باشه و حسابی بخاروننش ... از دردش خوشم میاد ...
مثلِ این می مونه که حکمِ مرخصیمو امضا کرده باشن....
دیدگاه ها (۱)

جالبه بدونید این مهریه فرح دیبا ست!!!اونوقت الان طرف توو خون...

در سر زمــــیـــن مــــاهـیــچ ڪـس گــرســـنـــہنــــیـســــ...

گرگها هم با محبت رام میشوندافسوستنها موجودی که با محبت هار م...

امروز یارو جوری فریاد میزد که خودِ ترامپ زنگ زد گفت داداچ مخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط