پارت ۳
پارت ۳
( جیمین رسید به عمارت و از ماشین پیاده شد و به بادیگارد ها گفت ات رو ببرن و خودش رفت اتاق تهیونگ )
~ قربان میتونم بیام داخل؟
+ بیا تو
~ قربان دختره رو اوردم
+ جدی؟ کجاس؟
~ توی اتاق پایینه قربان
+ خیلی خب کارت عالی بود آفرین
~ ممنونم قربان ، بریم؟
+ بریم ، خب تو برو خودم باهاش حرف میزنم
~ چشم
_ ایییی سرم..من کجام؟
+ سلام خانم کوچولو تو توی عمارت منی
+ تو کی هستی؟
+ من؟ بعدا متوجه میشی
_ چرا منو اوردی اینجا؟
+ تا از این به بعد ماله من باشی
_ نه نمیخوام ، من دوست پسر دارم بذار برم
ادامه در پارت ۴...
🍓🎀
( جیمین رسید به عمارت و از ماشین پیاده شد و به بادیگارد ها گفت ات رو ببرن و خودش رفت اتاق تهیونگ )
~ قربان میتونم بیام داخل؟
+ بیا تو
~ قربان دختره رو اوردم
+ جدی؟ کجاس؟
~ توی اتاق پایینه قربان
+ خیلی خب کارت عالی بود آفرین
~ ممنونم قربان ، بریم؟
+ بریم ، خب تو برو خودم باهاش حرف میزنم
~ چشم
_ ایییی سرم..من کجام؟
+ سلام خانم کوچولو تو توی عمارت منی
+ تو کی هستی؟
+ من؟ بعدا متوجه میشی
_ چرا منو اوردی اینجا؟
+ تا از این به بعد ماله من باشی
_ نه نمیخوام ، من دوست پسر دارم بذار برم
ادامه در پارت ۴...
🍓🎀
- ۵۵۵
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط