گنبدت از هر کجای شهر سو سو می کند

گنبدت از هر کجای شهر سو سو می کند

دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند

در لباس خادمان مهربانت، آفتاب

صبح ها صحن حرم را آب و جارو می کند

ماه هر شب کنج بست شیخ حر عاملی

یاد معصومیت آن بچه آهو می کند

یاد معصومیت آن بچه آهو، یاد تو

کوچه های شهر را لبریز یاهو می کند

باد هم مثل نگهبان درت، بدو ورود

غصه را از شانه های خسته، پارو می کند

عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت

هر که می آید حرم، این عطر را بو می کند

خادمی می گفت که آقا به وقت بدرقه

دست زائر را پر از گل های شب بو می کند



"مریم سقلاطونی"
دیدگاه ها (۱)

روایت بسیار زیبا از حضرت رضا علیه السلامعَنْ أَبِی الْحَسَنِ...

سواد نامه من رنگ صبح خواهد شدمن و شفاعت مولا بگو...

این عکس مربوط به میدان شهدای مشهد روبروی حرم آقاستاگه طپش دل...

من همان آهویم که همزاد خطر بود و ترس خود را از دامان امن تو ...

السلام علیک ایها الامام الرئوف #علی ابن موسی #الرضا علیه الس...

#اخرین_پیچ#پارت_31 بازی عوض می‌شود: خیابان‌های خیس بوسان «فر...

معرفی کتاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط