ندانم در هوای شرجی رفتنت

ندانم در هوای شرجی رفتنت

چرا هی رطوبت می‌زند چشمم را


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

گفتم که بیا جان بستان بوسه‌ بدهگفت بمانش به تمنا که گران شد!...

بوسیدمش وقت اذان یارب ببخشایم، ولیآمد ز مسجد حکم این "حِیّ ع...

شعر من سخت صریح است ولی تو انگارساکن کوچه ی مشهور علی چپ هست...

شب بود و ستاره بود و من بودم و ماهشب ماند و ستاره رفت و من م...

نسیمی می زند کاتی به کوتیههیقلم زنه ام بگو با خون گلاتیه ایق...

ای که بر جودت سلیمان نبی رو می زندروبروی گنبد تو نوح زانو می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط