آرام و روان و نرم و سنجیده رود

آرام و روان و نرم و سنجیده رود...
ما ناله کنان و یار...، نشنیده رود...!

یک عمر گذشت و عاقبت فهمیدیم
از دل نرود هر آنکه از دیده رود!
دیدگاه ها (۱۶)

آنکه مجنون می شود از جان و دلخواهد گذشتعشق یعنی حبس باشی ...

شبیه بغض نوزادی که ساعت هاست می گریدپر از حرفم اما کسی زبانم...

امشب به دلم، یاد تو، بازآمده استمهمانِ دل از راهِ دراز آمده ...

آسمان چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمیفهمد ابری نکن.....

آرام و روان و نرم و سنجیده رَوَدما ناله کنان و یار نشنیده رو...

یار من کو؟ بی دلم، دائم هوایش میکنمتوبه كردم، باز دارم ادعای...

به حباب لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط