با ســـر ِنیزه تنتـــــ را چه به همــ ریخته اند

با ســـر ِنیزه تنتـــــ را چه به همــ ریخته اند
ذره ذره بدنتـــ را چه به همـــ ریخته اند
سنگـــها روی لبــــ خشکــــ تو جا خـــوش کردند
این عقیق یمنتــــ را چه به همـــ ریخته اند
وســـط معرکه ای رفتی و گـــیر افتادی
سر فرصتـــ بدنتـــ را چه به هم ریخته اند
تا به حالا نشده بود جوابمـــ ندهی
وای بر من دهنتـــــ را چه به هم ریخته اند
چشمـــ من تار شده به چه مداواش کنمـــ
یوسفمـــــ پیرهنتــــــــــ را چه به هم ریخته اند
عــمه اتـــــــ آمده تا دستـــــ به معجر ببرد
پدر بی کفنتــــــــــ را چه به هم ریخته اند
ابروان تو حسینی ستــــ و چشمتـــــ حسنی ستـــــ
این حســـین و حسنتـــــــــ را چه به هم ریخته اند
دیدگاه ها (۱)

هشتم محرم،روضه ی حضرت علی اکبر علیه السلامبا سر ِنیزه تنت را...

با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اند*ذره ذره بدنت را چه به ...

‍ با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اندذرّه ذرّه بدنت را چه ...

‍ با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اندذرّه ذرّه بدنت را چه ...

با سر نیزه تنت را چه به هم ریخته اندذره ذره بدنت را چه به هم...

باسرنیزه تنت راچه بهم ریخته اندذره ذره بدنت راچه بهم ریخته ا...

ابروان تو حسینی ست و چشمت حسنی ستاین حسین و حسنت را چه به هم...

اینهمه زخم چرا ریخته روی بدنت؟جای یک بوسه نماند از کف پا تا ...

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علیپاره های بدنت را جگرم سوخت عل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط