تو که

تو که
آهستــه
میخــــوانے
قنـوت گـریه هایت را
میان ربنـــــای
سبز دستانت
دعـایـــم
کـــن
دیدگاه ها (۱)

عطر نارنجاز لب‌هایت آغاز شدو #صبحبا #لبخندتاز خواب خویش گریخ...

🕊✍️دلنوشته های " ندا " 🕊بهشت دربست برای ماست وقتی،" تو " را...

تو گریه کن منم بزنم زیر قح قحح

گل سرخ

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

‌ کمی مرا به "بودنت" دعوت کن به جرعه ای از لبخندت و تکه ای ا...

اگر روزی میان من و تو آخرین واژه هم خاموش شد اگر نامم برای ت...

عاشقانه های شبنم

تو رفتی و ندانستی برایت من چه ها کردممیان گریه خندیدم که تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط