#cold_ocean

#cold_ocean
#Victor_pen
#part_1

5 مارس
07:10 شب

هوا خنک بود و باد ملایمی می وزید
یوریکو کم کم شروع کرد به آماده شدن...

اول یک میکاپ سبک و کم رنگ کرد

لباسش را پوشید و همچنین کتش... کیفش رو انداخت روی دوشش، بوت هایش را پوشید

البته، ادکلن یادش نرفت!
ادکلنش از واجبات بود...

به ساعتش نگاهی انداخت انگاری دیرش شده بود
سریع کلید و وسایل ضروری ــش رو توی کیفش انداخت و از خونه رفت بیرون

داخل ماشینش رفت و سریع شروع به حرکت کرد....

بعد 40 مین رسید به محل کارش یعنی تیمارستان....

سریع رفت توی یوریکو یک روان پزشک(روانشناس) بود

البته تازه استخدام شده بود...

جدا از این داستان ها
یوریکو روی صندلی نشست و اهی کشید، شروع کرد به مطالعه پرونده ها

جنیسلین
لئونارد
اریدرا
ادوارد
کلیانسا
ادینک
مارسیس
اریدرف
و در آخر جئون جونگ کوک...

تمامشون بیمار های روانی بودن

یوریکو قرار بود یکیشون رو برای درمان انتخاب کنه
اون تصمیم گرفت که ادوارد رو انتخاب کنه

خلاصه همینجوری که درحال مطالعه و خوندن سابقه ی بیمار ها بود،، صدای تق تقی از طرف در اومد

صدای یوریکو توی اتاق پخش شد

«بیا داخل!»

در باز شد و قامت هرلیا توی اتاق ظاهر شد
که یهو..... ادامه دارد



اسلاید دو: استایل یوریکو
دیدگاه ها (۰)

نام: cold oceanنام فارسی: اقیانوس سردژانر: عاشقانه، اسـ.مات،...

پارت اخر روز پاکسازیویو یوریکوهمه اماده بودیم و من داشتم اما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط