نگهبان جنگل

نگهبان جنگل
پارت ۵

پرش زمانی

الان رسیدیم اینجا و ساعت نزدیک ۸ شبه کنار اتیشیم و داریم اهنگ می‌خونیم.
من حوصلم سر رفت و رفتم که جنگل رو بگردم .

اندازه ی بیست دیقه ای راه رفتم و خرگوش رو دیدم که زخمی شده.
اخی حتما خیلی درد داره پاش.
رفتم سمتش ازم ترسید آروم باهاش صحبت کردم که میخوام کمکش کنم.

رفتم سمتش ، ی تیکه از لباسم رو پاره کردم ی تیکه چوب سفت و اندازه از روی زمین برداشتم و رفتم سمتش.
پاش رو آهسته بستم مثل اینکه خیلی وقته که اینجاست چون خون رو پاش خشک شده.


با آبی که همراهم بود پاش رو شستم چون ممکن بود عفونت کنه.
الان دیگه پاهاش بسته بود و حالش خوب بود ولی من چی؟

من کجام؟ من... من گم شدم.
خرگوشه که حال من رو دید فهمید که ی اتفاقی افتاده.
آروم از بغلم مرید بیرون رفت جلو، وقتی دید باهاش نمیام آروم برگشت سمتم جوری نگام کرد که انگار باید باهاش برم.

منم باهاش رفتم چون چاره ای نداشتم.
رفتم و به ی کلبه رسیدم، رفتم جلد و در کلبه رو هل دادم.

مینا:هعی خرگوشه این تونه کیه؟

خرگوش بی توجه به من رفت توی خونه منم رفتم ، هوا تاریک شده بود.
خرگوش رفت ی گوشه کلبه خوابید منم.....



لایک کنننننننننننننن
دیدگاه ها (۴)

وقتی وسط برنامه تلویزیونی سرت گیج میره میخوری زمین و بعد غش ...

وقتی عضو هشتمی و صبح پا میشی و صبحونه درست میکنی و داد میزنی...

مدل مو و لباس های مینا در پارت ۳ نگهبان جنگل

نگهبان جنگلپارت۳گفتش که قراره برای اردو به جنگل جنوبی سئول ب...

[♡part¹⁸♡]ویوی نیکولاسروز ها از اون اتفاق گذشته،الینا انگار ...

P1 ویو جونگکوک:صبح از خواب پاشدم مثل سوک یون(پسرش*۳ سالش هس)...

ادامه رمان شیپ اوراراکا و باکوگو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط