ببین قضیه اینه که پدر هیون عاشق خدمتکار خونه میشه که خیلی
ببین قضیه اینه که پدر هیون عاشق خدمتکار خونه میشه که خیلی زیباست و از هیونجین مراقبت میکنه هیونجین هم اون موقع خیلی بچه بوده و خیلی اون خدمتکاری دوست داره
حالا اون خدمتکار شوند کیه؟
کیم دینا مادر فیلیکس
دینا هم عاشق پدر هیون میشه و ازدواج میکنن اما شب عروسی یه اتفاقی میوفته هیونجین خیلی حالش بد میشه در حدی که به مرض کما میرسه ولی وقتی اون اوایل حالش بده و تب داره دینا بهش قرص میده تا آبش رو بیاره پایین و لی حالش بد میشه و میبرنش دکتر همه فکر میکنم دینا به هیون قرص داده تا شبش با پدر هیون خراب نشه اما دینا خیلی نگرانه پدر هیون از بیمارستان میاد و به دینا میگه پسر من بخاطر تو داشت میرفت تو کما و کلی کتکش میزنه و بهش تجاوز میکنه
اما بعدش عمه هیون به پدرش زنگ میزنم و میگه حالش به خاطر این بد سوده که تو سالن ارایه تند خورده بخاطر حساسیتش به فلفل حالش بد سوده و باید دست اونی که بهش قرص داده رو ببوسم چون تبش اومده پایین و تشنج نکرده
پدر هیون خیلی ناراحت میشه دینا رو میبره دکتر و دکتر میگه باید به بستری بشه غردایه اون روز پدر هیون میاد دنبال دینا تو بیمارستان خلاصه هرچی بگی واسش خریده گل لباس عروسک شیرینی خوراکی هرچی ولی وقتی میرسه دکتر بهش میگه که اون رفته پدر هیون هم هرکاری میکنه پیداش نمیکنه چند سال بعد پیداش میکنه و میفهمه که دینا یه پسر داره و شوهرش مورده بیخیال دینا نمیشه میزدتش بدون اینکه پسرش یعنی فیلیکس بفهمه دینا از پدر هیون شکایت میکنه اما شکایتش قبول نمیشه
فیلیکس دنبال مادرشه تا اینکه کیم دینا یه روز به اسم همسر رسمیه پدر هیون معلوم میشه ولی خب نمیتوانسته کاری کنه تا اینکه ادمایه هیونجین میان دنبالش و بهش میگن که هوانگ هیونجین باهاش یه کاری داره به زور میبرنش هیون بهش میگه خیلی وقته زیر نظرش داره و دوسش داره و بهش میگه اگه درخاستشو قبول کنه میبرنش پیش مادرش و اونم بخاطر مادرش قبول میکنه و اینطور میشه که یه روز فیلیکس که داشته با سونگمین سیگار میکشیده و کلی با هم صمیمی بودن بنگ چان میبینتشون و هر دوشون رو میگیره فیلیکس رو میبره پیش هیونجین و بهش میگه که سیگار میکشه و هیون خیلی عصبی میشه و شب لالا
و خودشم چون سونگمین رو دوست داشته دخترشو شب میفرسته پیشدینا و پدر هیون و شب سونگمینو لالا
حالا اون خدمتکار شوند کیه؟
کیم دینا مادر فیلیکس
دینا هم عاشق پدر هیون میشه و ازدواج میکنن اما شب عروسی یه اتفاقی میوفته هیونجین خیلی حالش بد میشه در حدی که به مرض کما میرسه ولی وقتی اون اوایل حالش بده و تب داره دینا بهش قرص میده تا آبش رو بیاره پایین و لی حالش بد میشه و میبرنش دکتر همه فکر میکنم دینا به هیون قرص داده تا شبش با پدر هیون خراب نشه اما دینا خیلی نگرانه پدر هیون از بیمارستان میاد و به دینا میگه پسر من بخاطر تو داشت میرفت تو کما و کلی کتکش میزنه و بهش تجاوز میکنه
اما بعدش عمه هیون به پدرش زنگ میزنم و میگه حالش به خاطر این بد سوده که تو سالن ارایه تند خورده بخاطر حساسیتش به فلفل حالش بد سوده و باید دست اونی که بهش قرص داده رو ببوسم چون تبش اومده پایین و تشنج نکرده
پدر هیون خیلی ناراحت میشه دینا رو میبره دکتر و دکتر میگه باید به بستری بشه غردایه اون روز پدر هیون میاد دنبال دینا تو بیمارستان خلاصه هرچی بگی واسش خریده گل لباس عروسک شیرینی خوراکی هرچی ولی وقتی میرسه دکتر بهش میگه که اون رفته پدر هیون هم هرکاری میکنه پیداش نمیکنه چند سال بعد پیداش میکنه و میفهمه که دینا یه پسر داره و شوهرش مورده بیخیال دینا نمیشه میزدتش بدون اینکه پسرش یعنی فیلیکس بفهمه دینا از پدر هیون شکایت میکنه اما شکایتش قبول نمیشه
فیلیکس دنبال مادرشه تا اینکه کیم دینا یه روز به اسم همسر رسمیه پدر هیون معلوم میشه ولی خب نمیتوانسته کاری کنه تا اینکه ادمایه هیونجین میان دنبالش و بهش میگن که هوانگ هیونجین باهاش یه کاری داره به زور میبرنش هیون بهش میگه خیلی وقته زیر نظرش داره و دوسش داره و بهش میگه اگه درخاستشو قبول کنه میبرنش پیش مادرش و اونم بخاطر مادرش قبول میکنه و اینطور میشه که یه روز فیلیکس که داشته با سونگمین سیگار میکشیده و کلی با هم صمیمی بودن بنگ چان میبینتشون و هر دوشون رو میگیره فیلیکس رو میبره پیش هیونجین و بهش میگه که سیگار میکشه و هیون خیلی عصبی میشه و شب لالا
و خودشم چون سونگمین رو دوست داشته دخترشو شب میفرسته پیشدینا و پدر هیون و شب سونگمینو لالا
- ۱۴۱
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط