تو را دیدم و انگار

تو را دیدم و انگار
تمام گسل های دنیا فعال شد...
کانون زلزله
بی شک، دل کوچک من بود!
حالا تو هی بیا و برو و خودت را
بیخیالِ ریشتر ریشتر بزرگای نگاهت، نشان بده
و دمادم با پس لرزه هایت
من ساده را
بلرزان!
کاش میدانستی
این من که دیگر من نمی شود...

#
دیدگاه ها (۱)

گاهی خوابت را می‌بینمبی صدابی تصویرمثلِ ماهی در آب‌های تاریک...

می‌پرسیدم:"چرا دوستم داری؟"لبخند میزد و میگفت:"دوستت دارم خب...

#دکوراسیون

#دکوراسیون

ویو اتاون اون سانگ ها و جونگ هی بود ☆بچها جیمین جونکوک بهش ...

ویو ات بیدار شدم دیدم به صندلی بست شدم علامت سانگ ها! علامت...

my teacher

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط