آغوشی باش

آغوشی باش

و مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کن

بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود ،

فقط نگاه باشد و نفس ،

زندگی آنقدرها دوام نمی آورد ،

همین حالا هم دیر است …
دیدگاه ها (۷)

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﻮﺳﺮﺩﻱ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖﺭﻧﮓ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﺑﺨﺸﺪﺩﻳﺮﻱ ...

درجلسه امتحان عشق من مانده ام و یک برگه سفید یک دنیا حرف ناگ...

این روزهاکه جرأت دیوانگی کم استبگذار باز هم به تو برگردمبگذا...

هر که با عشق بر این دایره پیوسته سلاااااااااممهر جویانه بدین...

ستاره پوش مخملی خواهش اجباری از زبان آنتونی part44

سایه ای میان ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط