⭕️روزی #وعده_دروغ به روستای ما آمد!

⭕️روزی #وعده_دروغ به روستای ما آمد!
گفتیم رهگذر است!
اما ماند!

گفتیم مسافر است و خستگی در می کند و می رود!
باز هم ماند و نشست و شروع کرد به بلعیدن ذخیره امیدمان!
گفتیم:مهمان بد قدمیست، دو سه روز دیگر می رود...
و باز هم ماند و ماند و ماند و تبدیل شد به یکی از اعضای ده مان!

اکنون او #کدخدا شده و تمام کوچه ها بوی #آه می دهد...
تمام #امید ها را بلعید و به جایش #حسرت در دلها انبار کرد!

اهالی ده هنوز به یاد دارند:
روزی که #وعده_دروغ آمد... #جهل نگهبان دروازه روستا بود...
دیدگاه ها (۱۰)

🔻توصیه حاج قاسم: نافله شب را ترک نکنید...✍ همرزمانش شهادت می...

علائم داشتن لخته خون ◽دست درد یا پا درد ◽سرفه های بی دلیل ◽ت...

پارک رو باز کردی گفتیم فضای سر پوشیده نداره عب نداره!بعضی پا...

‏جایگاه ‎ #زن در ایرانقبل و بعد از انقلاب اسلامی... #پهلوی"ح...

#کپشن_مطالعه_شود ♦️ روایت #دختر سوری در #محاصره داعشی‌ ها♦️ ...

#داستان‌واقعی.🔴 روایت دختر سوری در محاصره داعشی‌هاپدرم اسلحه...

روایت دختر سوری در محاصره داعشی‌هاپدرم اسلحه آورد خانه گفت: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط