فیکشن

☆Between Us☆
P♡2

_____________

با ورودش... انگار... صدای اتوبوس کمرنگ‌تر شد.
قدبلند و صاف ایستاده بود؛ یونیفرمش بی‌نقص، کراوات مرتب، موهای تیره‌ای که کمی روی پیشونیش افتاده بود. صورتش آروم و خونسرد، خط فکش محکم و نگاهش… عمیق و سرد.
از اون آدم‌هایی بود که بدون حتی یه کلمه حرف زدن، حضورش حس می‌شه.
و من… برای اولین بار از وقتی وارد سئول شده بودم، حس کردم شاید این شهر قراره خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم، زندگی‌مو تغییر بده....شاید این یه معجزه بود...یا شایدم...عشق اول؟...کیف صورتی رنگم رو که حالا بغلم بود رو محکم تر به خودم فشوردم که به طرف صندلی ای که من روش نشسته بودم اومد و خیلی سرد و جدی به روبه روش خیره بود...از سر و وضعش مشخص بود حتما از خانواده پولداریه چون حتی اتیکت اسم و دبیرستان یونگسان هم با طلایی براقی نوشته شده بود که فقط برای ارشد های سال اخر یا افراد vip که بدون بورسیه یا همچین چیزایی شهریه رو پرداخت میکردن از اون اتیکت ها داشتن..نگاهم پایین تر میرفت و تک تک اجزاشو زیر نظر میگرفتم...سیب گلوش...بازوهاش...رگ های دستش...ساعت لوکسش..کفشای تمیز و واکس زده شده و...که با حس کردن سنگینی نگاهم لحظه ای روشو برگردوند و در حد ۲ ثانیه چشم تو چشم شدیم...چیزی نمیگفت ولی از نگاهش معلوم بود خوشش نیومده بود که بهش نگاه میکردم پس خجالت زده و معذب سریع نگاهمو دزدیدم و از پنجره بیرون رو نگاه کردم و مخفیانه پارچه کیف رو توی مشتم محکم تر گرفتم...*


سوال پست[بایست کیه؟👀]

شرطا‼️✨️:۴۰ لایک
حمایت کنید دوستان🫧🦋✨️


#فیک#فیک_بی_تی_اس#جونگوک#هوپی#جیهوپ#فیکشن#اسمات#فیکشن_بیتیاس#فیکشن_بی_تی_اس#فیک#جیمین#جونگکوک#تهیونگ#جین#نامجون#شوگا_یونگی#مین_یونگی#کیم_تهیونگ#جئون_جانگکوک#بی_ال#فیکشن#مافیا#ازدواج_اجباری#فیکشن
دیدگاه ها (۶)

فیکشن

وایب فیک جدید🙃✨️🛐#فیکشن#اسمات#فیکشن_بیتیاس#فیکشن_بی_تی_اس#فی...

حمایت😭🌸@kim_hyun

حمیات کنید🩵@mrs_jeon

سلام چطورییننن✨️ (فیک داخل پیج)بچه ها من تازه این پیج رو زدم...

☆ازدواج اجباری☆P♡15_____________________*ویو سومی**اروم تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط