این که باید

این که باید
فراموش ات می کردم را هم
فراموش کردم
تو تکراری ترین حضور روزگار منی
و من عجیب
به آغوش تو
از آن سوی فاصله ها
خو گرفته ام ...
دیدگاه ها (۳)

ســـــاڪتم! چـون: یڪ بغض سنگے تـمام تـار هاے گـلویم را بہ ...

هَر وَقت یه آدمے برات مُهم شدخیلے اِحتمالشـو بده..که با دستا...

دلم غمگین تراز هر شبدو چشمم باز بی خواب استببار ای آسمان امش...

گاهی باید رفت...باید کند دلی را که سهم تو نیست و جایش سنگی گ...

تو...مگو‌ترین راز منی!نِگهت میدارم،سخت!نِگهت می دارم،دشوار!ن...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط