من عاشق شدم

من عاشق شدم
پارت(4)
☆☆☆☆☆☆☆
فردا صبح:واییی امروز هوا ابریه
هه سو:واییی چقدر خستممم
باید زود تر برم سرکار نباید مثل دیروز دیر کنم
هه سو وای هوا ابریه کاش چتر برمیداشتم فکر کنم قراره بارون بیاد.
(هه سو رسید به کافه)
هه سو:سلام
خانم لونا و سولی:سلام
سولی:دیروز اومده بودی سرکار؟
هه سو:آره تو برا چی نیومدی؟
سولی:خوب...راستش ببخشید فکر کردم تو نمیای منم نیومدم
هه سو:واقعا که من دیروز خیلی تنها بودمممم برا چی نیومدی آخه
سولی:خوب باید بهم خبر میدادی نمیای
هه سو به حرف سولی اهمیت نمیده (میره لباساشو عوض کنه)

مایل به چیتر بعدی؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

من عاشق شدمپارت(5)☆☆☆☆☆☆☆هه سو سرکارش تموم شدهه سو:وای بارون...

من عاشق شدمپارت(6)☆☆☆☆☆☆☆ببخشید من شمارو....بگیریدش(این صدای...

من عاشق شدمپارت(3)☆☆☆☆☆☆☆☆هه سو روی مبل دراز میکشد و خوابش م...

من عاشق شدمپارت(2)هه سو:واییییی دیرم شدد باید زود تر بیدار م...

من عاشق نمیشم 🚫🍷

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت نوزدهم:* چند دقیقه بعد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط