دوست داشتن،

دوست داشتن،
چیزی شبیه به گم شدنه،
توی یه آدم دیگه.
حالا هرچی کسی رو بیشتر دوست داشته باشی،
عمیق‌تر گم می‌شی.
یه جاهایی دیگه نمی‌دونی برای خودت داری زندگی می‌کنی
یا برای اون.
حالا دیگه همون آهنگی رو گوش می‌دی که اون گوش می‌ده.
همون کاری رو انجام می‌دی
که اون می‌خواد.
همون حرفی رو می‌زنی که اون دوست داره.
حالا دیگه حق داری حسادت کنی،
حالا دیگه چشم به راه بودن معنی پیدا می‌کنه،
حالا دیگه دوست داری نگران باشی.
از یه جایی به بعد،
اون نفس می‌کشه تا تو زندگی کنی.
«آدم برای دوست داشتن،
به دلیل احتیاج نداره،
اما برای زندگی کردن بهانه می‌خواد».
دیدگاه ها (۵)

روز جمعه ای سری به باغ زدم خدایااا شکرت گردوهامم رسیده #‍ د...

دوست داشتن چیزے شبیہ بہ گم شدنہتوے یہ آدم دیگہ ، حالا هرچے ڪ...

عاشقانه های شبنم

گاهی آدم درست همون لحظه‌ای به یکی احتیاج داره که اون شخص وقت...

بعضی آدم‌ها یه جوری وارد زندگیت می‌شن که انگار دلت می‌خواد ب...

دیگه حالِ عاشقی ندارم...نه اینکه دلم سنگ شده باشه،فقط اون‌قد...

«می‌دونی، عجیب‌ترین قسمتش این نیست که تنها هستم، بلکه اینجاس...

نامجون عزیزِ من، تولدت مبارک! 🐨💜امروز روز توئه؛ روزی که دنیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط