درد خیلی زیادی داشتم ولی برای زنده موندم همه جارو تمیز کردم بعد از ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#ᎮᏗᏒᏖ_15. 🌻 📒 💛
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


درد خیلی زیادی داشتم ولی برای زنده موندم همه جارو تمیز کردم بعد از سه ساعت تموم کارا رو کردم نشستم روی صندلی و سرم رو گذاشتم روی میز و گریه کردم
چقدر تحقیرم کرد..اصلا این ادم چجوری از گذشتم خبر داشت؟
فلش بک
«صبح پاشدم و حمام کردم و به شیوا زنگ زدم
+سلام خوشگلم ...شب اوکیه؟
ـ سلام مامی جون ..اره اوکیه..چی میپوشی؟
+مننننن...عام فک کنم لباس مشکیم اوکی باشه
ـ اهااا همونی که شکلات برات خرید؟
+دیگه لیاقت شکلات بودن نداره آرمان صگگگگ...نه بابا جدید خریدم
ـ خب پسسس..سیسی آرش داره میزنگع من برم مامی جونم
+فعلا برو شب میبینمت
گوشیو خاموش کردم و به ساعت نگاه کردم شده بود ساعت 4:20 خب وقتی ساعت 2:56ظهر بیدار شی بعد دوساعت حمام ساعت چهار میشه
تند تند موهامو خشک کردم و بعد از یک اتوی مفصل بالا محکم بستم و گوجه ای شلخته طور استایلش کردم و سوسکی انداختم
ارایش زیادی انجام دادم و بعد از کانتور کردن بینیم رفتم سراغ رژ قرمز رنگم و به لبام کشیدم چشامو سیاه و سفید میکاپ کردم و خیلی خوشگل شد
لباسمو برداشتم و پوشیدم
اوفففف اصن
یقش قایقی بود و کاملا شونهام دیده میشد قدش تا بالای زانو هام بود و کاملا فیت تنم بود و خیلی جذب بود
پالتوی بلند و مشکیمو تنم کردم و برای اینکه جمشید بهم گیر نده شال مشکی هم سرم کردم و بدون توجه ای به اعضای خانواده رفتم بیرون از خونه "
از فکر بیرون اومدم متوجه اشکام نشدم مطمئن بودم خیلی چشام قرمزه با تمام قدرتی که داشتم یکی زدم توی سرم و برای بار دووم کلم رو به میز کبوندم
کاش ساران منو بکشه چراااا چرا واقعا؟خاک تو سرم کنن که اینقدر تباه بودم..خاک تو سرم کنن که یک غریبه داره تموم گذشتم رو که ازش فراری ام تمام عمرم رو صرف فراموش کردنشون بودم داره بهم یاد آوری میکنه اون از همه چیم خبر داره ولی من حتی نمیدونم اون اصلا کی هست..
چه صنمی باهاش دارم؟
چرا باید همه چیم رو از خود من بهتر بدونه؟
و یکی دیگه زدم تو سرم که با صداش به خودم اومدم
با حالت مسخره ای گفت
<محکم تر بزن...تعارف نکن..بیشتر بزن
اومد جلو دستامو گرفت و منو به سمت خودش هدایت کرد و گفت
<برای بار اول و اخر میگم..تنها کسی که حق داره روت دست بلند کنه منم..من فقط حق دارم بزنمت یا بهت صدمه بزنم..خودت عیچ حقی نصبت به خودت نداری..فهمیدی؟
با گریه گفتم
+بل..بله
خوبه ای گفت و رفت بیرون منم دوباره سرم رو گذاشتم روی میز و گریه کردم
⛥   (\(\
    („• ֊ •„)  ♡
┏━∪∪━━━━━━┓
    
┗━━━━━━━━━┛
دیدگاه ها (۰)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت سی و یکم

<< وانشات دازای >>موضوع: اگه فکر کنی بهت خیانت کرده <<راهنما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط