نخست دیر زمانی در او نگریستم
نخست ، دیر زمانی در او نِگریستم ،
چندان که چون نظر از وِی باز گرفتم ،
در پیرامونِ من همه چیزی به هیأتِ او در آمده بود!
آنگاه دانستم که ..
مرا دیگر از او گریز نیست.^^❤️
-شاملو..✍🏻
..... بی تو من زنده نمانم..
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟....
چندان که چون نظر از وِی باز گرفتم ،
در پیرامونِ من همه چیزی به هیأتِ او در آمده بود!
آنگاه دانستم که ..
مرا دیگر از او گریز نیست.^^❤️
-شاملو..✍🏻
..... بی تو من زنده نمانم..
بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟....
- ۲۲.۵k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط