نمی دانم به تــو بگویم

نمی دانم به تــو بگویم
جــان دلـــم
یا عـــزیـز مــن
کلمات گــم می شوند
وقتی تــو پیدایت می شود
دیدگاه ها (۲)

من به غیر تو نخواهم چه بدانی چه ندانی از درت روی نتابم چه بخ...

اینجا بہ هر ڪہ دل بدهےدور مےشودیوسف همیشہ فڪر زلیخاے دیگرےست...

ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪﺩﺭ ﺷﻠﻮﻏﯽ . ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺵ ﺑﯿﺎﯾﺪﺗﻨﮓ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩﺑ...

نشانی ات را، گم کرده ام!!!پلاک احساست راروی کدام چشم، قاب گر...

شبی را سخت سپری کردم

از یادم رفته ایی

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط