عشق

❤ ❤ ❤ ❤
عشق ..
پارت ۳۳



مهرداد :
محل کارم رو به نیلوفر نشون دادم اونم کلی ذوق زده شده بود وقتی پشت پیانو نشست ونواخت فهمیدم این هنر تو ذاتش بودبی نقص بود کارش متعجب نگاهش می کردم لبخند زدوگفت : چطوره
- کارت عالیه قبلا کلاس می رفتی ؟
نیلوفر : نه مامانم بهم یاد داده
- کارت بی نقص بود پس زن دایی هنرمنده که تو هنرمندی
لبخند زدم
- یکم مشکل داری که خودم کمکت می کنم چندتا هم آهنگ بهت یاد میدم حیفه هنرت رو نادیده بگیری
نیلوفر: ممنون آقا مهرداد
- بریم خرید
نیلوفر بلند شد وبا هم از اونجا اومدیم بیرون وقتی نشستیم تو ماشین گفتم : خوب خرید چی داری
نیلوفر: چندتا بوم نقاشی می خواستم یه سری وسایل
- باشه پس بریم
تا خریدهارو انجام دادیم یه یک ساعتی طول کشید وقتی برمی گشتیم خونه نیلوفرگفت: بخوام بیام واسه کلاس ها باید بیام محل کارت
- نه خونه
نیلوفر : سختتون نیست بابات اینا ناراحت نمیشن
متعجب نگاهش کردم وگفتم : چرا ناراحت بشن چی میگی تو ؟
شونه بالا انداخت وگفت : آخه یه جوری شده که باید از شما فاصله بگیرم
متعجب نگاهش کردم وگفتم : کی گفته ؟
نیلوفر: خوب بزرگترها
خندم گرفت این دختر چقدر ساده بود گفتم : تا حالا از ما خطایی دیدی؟
نیلوفر:نه ...
دیدگاه ها (۴۳)

❤ ❤ ❤ ❤ عشـــــــــق.... #پارت 34مهرداد:نیلوفر نیم نگاهی بهم...

❤ ❤ ❤ ❤ عشــــــــــق.... #پارت 35نیلوفر:((خواستن توانستن اس...

❤ ❤ ❤ ❤ عشق...پارت ۳۲نیلوفر : ناراحت گفتم : واقعیتش واسه خود...

❤ ❤ ❤ ❤ عشق...پارت ۳۱نیلوفر: عمه وپسرا کلی واسه محیا سخت گیر...

میان عشق و دردپارت دوم:یه روز بارونی بود و یونا مجبور شد با ...

love Between the Tides³⁸یک هفته بعد تهیونگرفتم کلاس تهیونگ:س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط