شرح دلتنگی خود

شرح دلتنگی خود
را به فلک هم گفتم؛
رعدو برقی زد و بالفور،
همانجا،گریست...
دیدگاه ها (۳)

حس ‌های زیادی هستند که نه می‌توان آن‌ها را به زبان آورد نه م...

گفت: «مرا یادت هست؟»دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دا...

همین که می آییتنم خو می گیرد با عطرتلب هایت مُهر سکوت لب‌های...

آرام میشوی اگر فکرت را خالی و آزاد بگذاری...گاهی تنها راه بر...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۳راهش نیست.. لبخند زدم و گفت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 226♡⁠。⁠)⁩با شرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط