26 ساعت بعد...

26 ساعت بعد...


..و همچنان پدربرمن زنگ مینهد وطلب نان میکند
ومن هیچ نانی دربقچه ندارمی :( چه کنمی!!؟؟
همان بهتراست که امشب رادرمیان کارتن های مهربان پارک به صبح برسانم هم رومانتیکتراست هم امن تر
اینگونه دست پدربزورگوارهم به من نخواهد رسید
آری همینگونه بخترترههههه
دیدگاه ها (۱۲)

عجب جومله ی باموصماییبه به بهههه بهههههه

وولااااااه

خوووو بیشور یه تیکه وردار چرااآع همشو میقاپونیهن!!؟؟؟:(:)

خدا پدرمادرشونو بیامورزههههماب ووجووود همچین زواجی به خودمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط