پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :

پسرک جلوی خانمی را میگیرد و با التماس میگوید :
خانم، تو رو خدا یه شاخه گل بخرید
زن در حالی که گل را از دستش میگرفت نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد!
پسرک گفت، زیباست،
چه کفش های قشنگی دارید !
زن لبخندی زد و با غرور گفت : بله، برادرم برایم خریده است،
دوست داشتی جای من بودی ؟
پسرک بی هیچ درنگی محکم گفت :
نه، ولی دوست داشتم جای برادرت بودم، تا من هم برای خواهرم کفش میخریدم …

"فاصله تفاوت دیدگاهها!"
دیدگاه ها (۹)

دخترک از میان جمعیتی که شاهد اجرای مراسم تعزیه بودند رد میشو...

حكمت صلوات :صلوات: تنها دعايي هست كه حتما مستجاب مي شود.صلوا...

بهای دوست نه از زیبایی اوست نه از دارایی او، بلکه تنها به وف...

فال امروز جمعه 21 آذر 93 جمعه 12 دسامبر 2014فال حافظفروردین:...

ص ۶۶با ازاده تماس گرفتم __باز هم این موضوع را از پریسا مخفی ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط