my little mochipart

⁦my little mochi:part3
نامجین ویو:


جین تو بغل نامجون نشسته بود و فیلم میدید که یهو گوشیش

زنگ خورد و صفحه با اسم جیمین روشن شد.


جین: سلام جیمینی. چه عجب یه زنگ به هیونگت زدی.

جیمین: سلام هیونگ. راستش زنگ زدم بریم بیرون. جونگ کوک یکم
حالش بده.

جین:باز دوباره کار باباشه؟(عصبی)

جیمین:خب آره. امروز چندتا آلفا نزاحممون شد و جونگ کوک میترسه به باباش بگه.
هیونگ میای بریم گی بار.

جین:چییی!! اونجا که برای شما مناسب نیست.

جیمین:هیونگ لطفاً (مظلوم)

جین:هوففف باشه اما نامجون هم باید بیاد.

جیمین:باشه هیونگ. ساعت هفت میبینمت.بای

جین:میبینمت. بای

جین به نامجون نگاه کرد که خوابیده و خودش رو بیشتر تو بغلش جا کرد.

آروم گونه نامجون رو بوسید و بعد خوابید.نامجون بیدار شد و جین هم بیدار که و جین با کیوت ترین حالت بیدار شد و چشماش رو مالید.

جین:نامجون امشب میشه با جیمین و جونگ کوک برم گی بار.

نامجون:نه(قاطع)

جین:اگه با خودت بریم چی!؟

نامجون یه ذره فکر کرد و گفت:باشه اما زود برمیگردیم.

جین و خوشحالی پرید بغل نامجون و لبش رو بوسید.

جین: مرسی عشقم

.......⁦^⁠_⁠^........
خوب سلام به همگی و شب همتون خوش. فردا به احتمال زیاد براتو سه پارت بزارم.
دیدگاه ها (۱)

my little mochi:part4یونگی ویو:بعد از اینکه رفتم دنبال تهیون...

لاس زنی 😈

my little mochi: part۲ ویو جیمین:امروز توی مدرسه دوتا آلفا م...

اصلاً کشتار دسته جمعی

پارت ۱۵🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤 ویو راوی همه رفتن بیرون نشستن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط