تیره عشقش درون سینه جا کردم نشد

تیره عشقش درون سینه جا کردم نشد
واح کرد آن گل در شهر مدینه
هما هنگام شب
صدیقه ای دل ماجرا کردم
و باز نشد آیی🤷💔🚶
دیدگاه ها (۰)

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

#in_your_eyespart_9۳ویو کوکلبخند کمرنگی روی لبم نشست:آرهکایل...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهل‌وچهارم 𓆪 🖤🥀دستگیره‌ی در آرام چرخید.همه...

فراتر از خویش

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دلم خون است و کس از حالِ این دل باخبر...

و قلبم دوباره تپیدpart: 4 ...

پارت بیست و یکم

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط