چوپان قصه ما دروغگو نبود، اوتنها بود و ازفرط تنهایی فریاد

چوپان قصه ما دروغگو نبود، اوتنها بود و ازفرط تنهایی فریادگرگ سرمیداد، افسوس که کسی تنهایی اش رادرک نکرد وهمه درپی گرگ بودند...
دراین میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست‎...
دیدگاه ها (۷)

دلم می خواهد نامت را صدا کنم یک طور دیگر جوری که هیچ کس صدای...

صادرات شامپو سیر پرژک به کشورهای عربی به نوعی جنگِ خیلی نرم ...

این روزها در بطنِ من زنی سکته میکند که در هر نفس زندگی را سخ...

کاش میفهمیدی اون روز ک خواستی کسی از با من بودنت با خبر نشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط