چندشاتی جین
چندشاتی جین
part 4
+جین.. هق.. چندباربگم من خودمانتخاب نکردم..
جین نفس عمیق کشید و سعی کرد آرومباشه
چیزینگفت و به ادامه راه مشغول شد...
وقتی رسیدن، ات پیاده شد و باگریه وارد خونه شد..
به طبقه ۳ ، اتاقشون رفت و لباساشو عوض کرد..
همین طور اشکاش میریخت...
در طول مدت رسیدن به خونه، جین به حرفای ات فکر کرد...
واقعا حق با دختر بود...
کمپانی همیشه مجبورشون میکنه...
هیچی رو خودشون انتخاب نمیکنن..
هف...
به طبقه ۳ رفت و وارد اتاق شد
ات روی تخت دراز کشیده بود وپتو رو روی سرش کشیده بود..
-ات...
+....(چیزی نگفت)
-قشنگم.. ببخشید.. به حرفات فکر کردم.. تقصیر تو نبود..
درحالی که روی لبه ی تخت نشست زمزمه کرد..
-تو دل بزرگی داری.. میبخشی منو؟..
+ هق...
-ببخشید پرنسس کوچولو..
آرومکنار دختر دراز کشید و دختر رو داخل بغلش کشید..
+.. جین..
-جانم؟
+ بخدا هق.. تقصیر مننبو
-باشه قشنگم.. باورت دارم..
+هق...
-گریه نکن دیگه.. باشه؟
زمزمه کرد و موهای دختر رو نوازش کرد.
+هق... دوستت دارم..
-من بیشتر پرنسسم
،the end.
part 4
+جین.. هق.. چندباربگم من خودمانتخاب نکردم..
جین نفس عمیق کشید و سعی کرد آرومباشه
چیزینگفت و به ادامه راه مشغول شد...
وقتی رسیدن، ات پیاده شد و باگریه وارد خونه شد..
به طبقه ۳ ، اتاقشون رفت و لباساشو عوض کرد..
همین طور اشکاش میریخت...
در طول مدت رسیدن به خونه، جین به حرفای ات فکر کرد...
واقعا حق با دختر بود...
کمپانی همیشه مجبورشون میکنه...
هیچی رو خودشون انتخاب نمیکنن..
هف...
به طبقه ۳ رفت و وارد اتاق شد
ات روی تخت دراز کشیده بود وپتو رو روی سرش کشیده بود..
-ات...
+....(چیزی نگفت)
-قشنگم.. ببخشید.. به حرفات فکر کردم.. تقصیر تو نبود..
درحالی که روی لبه ی تخت نشست زمزمه کرد..
-تو دل بزرگی داری.. میبخشی منو؟..
+ هق...
-ببخشید پرنسس کوچولو..
آرومکنار دختر دراز کشید و دختر رو داخل بغلش کشید..
+.. جین..
-جانم؟
+ بخدا هق.. تقصیر مننبو
-باشه قشنگم.. باورت دارم..
+هق...
-گریه نکن دیگه.. باشه؟
زمزمه کرد و موهای دختر رو نوازش کرد.
+هق... دوستت دارم..
-من بیشتر پرنسسم
،the end.
- ۷۴.۵k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط