نشستم صبح و ظهر و عصر ،

نشستم صبح و ظهر و عصر ،


در فکرت فرو رفتم . . . .


اذان گفتند و من کاری نکردم ،


کافرم یعنی . . . . ؟
دیدگاه ها (۵)

مثل شهری جنگی ام ،که سالها بعد از نبرد ،بازسازی گشته اما باز...

تنها شده ام . . . .چون سربازی مجروح ،در مرز دشمن ،که همسنگرا...

هر که آمد پرسید:چند سالته؟چه خوانده ای ؟شغلت ؟در آمدت ؟ماشین...

تنها تو که باشی کنار مندلمقرص است . . . .اصلا تمام قرص ها جز...

واسه شیعه چه افتخاری از این بزرگتر که هر روز تو سه نوبت اذان...

بچه ها من ۹۹ شب رفتم ولی هرچی دنبال وسایل لازم برای اون کاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط