بعضی وقتا یکیو دوس داری...

بعضی وقتا یکیو دوس داری...
ولی شرایط یه جوریه...
که هیچوقت نمیشه بهش برسی...
اونوقته که مجبوری خودتو کم کم دور کنی...
سرد شی...
حاضری خودت اذیت شی...
حاضری خودت تنهایی...
همه ی دردا رو تحمل کنی...
تا اونیکه دوسش داری اذیت نشه...
مجبوری بهش بگی دیگه نمیخوامت...
دیگه دوست ندارم...
گفتن این حرفا واسه آدم خیلی سخته...
قلبت از گفتنش درد میگیره...
ولی طرف مقابلت...
هیچکدوم از اینارو نمیدونه...
فقط بهت میگه نامرد...
میگه قلبمو شکستی...
تنهام گذاشتی...
کاش همدیگه رو درک میکردیم...
کاش میفهمیدیم...
همیشه اونی که میره...
بی معرفت نیست...
کاش می فهمیدیم بعضی وقتا رفتن بهتر از موندنه...

اما به چه قیمتی...

به قیمت نابودی هر دومون...
دیدگاه ها (۹)

#دوچرخه #آموزشی #کاربردی#آموزش #تنظیم_دنده #تعمیرات_دوچرخه #...

دختر کوچولوم

part 59تهیونگ و آلینا نشستن پشت میز و آلینا داره روی یه بوم ...

خنده ی ممنوعه.

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط