یارب بدی مژده روز وصال را

یارب بدی مژده روز وصال را
ازذهن ما ببر همه وهم خیال را
دریقین به جمله بدی از سر صفا
بردیدگان ببخش تو حسن جمال را
این چشم ها نیست سزوارمهوشی
لایق نما چشم من وآن خصال را
افسوس میرود دل ما ازپی هوس
بیهو ده میخوریم غم ماه سال را
ازبس که میرویم پی حرص آزخویش
ازما گرفته فرصت فکرو مجال را
اندیشه ام نمیبردم درمسیر عشق
گم کرده ام راه و رویش کمال را
دستم تهیست وبارتنم وزربس عظیم
محزون کند این همه غم قیل قال را
دیدگاه ها (۱)

همه آدمها ظرفیت بزرگ شدن را ندارند اگر بزرگشان کنیم گم می...

عاشقــان مستنــــــد و مـــــا دیــــوانـــه ایمعـــارفان شم...

انسانیتدین خاصی نداردهمینکه در میان مردم زندگی کنیم،ولی هیچگ...

چرا سیگار کشیدیکسی مواظبم نبود و تنها بودمچرا ادامه دادیآررم...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

♨️نامه سپاه به مردم آمریکا: حساب خودتان را از اشغالگران فلسط...

♨️مردم مبعوث بروجرد: قالیباف رسایی رو رها کن؛ در مجلس رو وا ...

«کمپینِ ملّیِ نجات؛ بازگشت به ترازِ عدلِ علوی — بهرام محمدی»...

«کمپینِ ملّیِ نجات؛ بازگشت به ترازِ عدلِ علوی — بهرام محمدی»...

#خاص

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۲۲. معماری امید: درخشش...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۲۲. معماری امید: درخشش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط