رخ یارم چو گلستان

رخ یارم چو گلستان
رخ زارم چو زعفران

رخ او چون چنین بود
رخ عاشق چنان شود....


مولانا
دیدگاه ها (۰)

‌چـــــه کرده ای تو با دلـــ♡ـــمکه نـــــــاز تـــــــو نیـ...

گفتم اگر وفا کنی، صرفِ تو باد عمر من!گفت بروکه با کسی عمر وف...

چگونه می‌سپری تن به بوسه‌های رقیبمنشان بوسه من در کدام سوی ت...

نیست قبولِ مست تو باده ز غیر دست توآن رخ من چو گل کند وان شک...

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد...

صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرنداین دل خسته مجروح مرا جان آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط