پاییز از چشمان من شروع شد

پاییز از چشمان من شروع شد
از برگ ریزان دلم
از نارنجیِ سکوتم
که مشت مشت دلتنگی به آسمان می پاشید ...
پاییز
نگاه خشکیده ی من بود
بر تنِ خسته ی کوچه
و عشق نافرجامی
که داشت کم کم غروب می کرد ...

#سارا_قبادی
دیدگاه ها (۲)

دلم یک خانه ی قدیمی میخواهد با شیشه های مثلثی رنگی، که موقع ...

امید پرنده‌ای است که روشنایی را از قبل حس می‌کند و وقتی هنوز...

فَما اَحْلی اَسْمائَکُمْ #حسین_جانمـ الا ای ساحل امید سعیِ ...

از کربلا که برمیگردی...تازه میفهمی فراقِ بهشت با آدم چه کرد....

💫 باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛وقت باریدن اشکم  ،  نم با...

***همون موقع، تویِ کلاسِ نقاشی، بقیه‌یِ بچه‌ها که از قبل رسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط