*ته‌گوک توی مهدکودک.

*ته‌گوک توی مهدکودک.
مینگی: یک روز پاپا جیمین داشت میوه می‌شست و پاپا یونگی که داشت از اونجا رد می‌شد، یک‌هو گفت «عجب هلویی!» صدای شترق هم اومد؛ ولی چیزی نشکسته بود.
ته‌گوک: تو هنوز این چیزها رو نمی‌دونی پسر؟ پاپا کوکو، به باسـ.ن پاپا ته‌ته می‌گه هلو... همه‌اش هم می‌زندش، تازه پاپا ته‌ته از این کارش هم خوشش میاد. فکر می‌کنم دیوونه‌ان‌.
مینگی: آره، دیوونه‌ان.
ته‌گوک: والا.
تهکوک و یونمین:
فریضه‌ی اسپـ.نک‌کردن در عبادات دونفره:
فرق هلو با هلو:
دیدگاه ها (۳)

تهیونگ: رمز لپ‌تاپ جونگ‌کوک چیه؟نامجون: فـ.اک می تهیونگ.تهیو...

*در اتاق بازجویی~ (اتاق ته‌گوک.)ته‌گوک: یا آب‌نباتت رو بهم ن...

تهیونگ: خب دیگه وقتشه بخوابی...جونگ‌کوک: آره، زود برو بخواب....

ته‌گوک: اینجا نوشته که «نباید به خورشیدگرفتگی نگاه کنیم.» پس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط