اجازه گرفته ام

اجازه گرفته ام
از تو...
ازهمانےکه مهرت رابه دلم انداختــ
انصافاخودت نگاه کن..
چگونه میتوانستم قیداین همه
مهربانےچشمهایت رابزنم...
رخصت داد..
من اتاقم راجمع کردم
وآمدم کنج دلت جاخوش کردمــ...

میدانےچیست؟؟؟
ازقدیم هم گفته اند:
هیچ جاخانه آدم نمیشود...
دیدگاه ها (۴)

چه کرده اےتو....با این دلمــ...که تادنیا ؛دنیاهستــ..هیچکس ب...

یک بار؛فقط یکبار میتوان عاشق شد..عاشق زن؛عاشق مرد؛عاشق اندیش...

زندگےتصویریستـــ؛قلم وکاغذورنگش ازتوستـــقلبم رابردار؛وبه نق...

سلامـ برقلبهاے که چز دوست داشتن چیزےنیاموخته اند...صبح بهاری...

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒 وسط برگه از شدت فشار مداد مشکی سوراخ ش...

Forced MarriagePart 39تمام مسیر هیچکدوممون حرفی نزدیمچند دقی...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.9  (روایت از زبان ا.ت)---ظهر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط