ای خیـــال تــو بــاغ های گــل سرخ

ای خیـــال تــو بــاغ های گــل سرخ

و چنـــان شـــاخه ی مهتـاب سپید

ای بلندای سپـــهر

ای سپیــده

گـــل صبح

بــه سحرگـــاه بــرآ

آفتـــابی شو بــه بهــار

چـــشم تــوست رنــگ غمی جـــاویدان

ای نگــــاهت بـــاران ،

بــه تن خستـــه ی دشت

بــه سراب رویـــا

تـــو بیــــا ناجی بـــاش

تـــو بریز

و تـــو بمـــــان ،

به رگ هستــی من

مثــل خون جــاری بــاش .


آیلی ژرفی*
دیدگاه ها (۳)

کانال کمیل و پروانه ی تنها:عصر بود که حجم آتش کم شد، با دورب...

در گلوی من ابر ِ کوچکی ستمیشود مرا بغل کنی؟قول میدهم کم گریه...

سرودمت نه به زیبایی خودت-شایدکه شاعر تو یکی چون خود تو می با...

بر من گذشتی، سر بر نکــــــــردی از عشق گفتم ، بـــــابر من ...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

هر کدام از ما در این پهنه‌ی هستی، مسافرانِ جاده‌ای هستیم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط