- خونمون مهمون اومد، وقتي در رو باز كردم، دخترشون قدش حدو

- خونمون مهمون اومد، وقتي در رو باز كردم، دخترشون قدش حدود يك و نود بود وقتي كفشش رو درآورد و يك و هفتاد و پنج شد
گل سرش روكه برداشت شد يك و پنجاه
نگرانم كم كم محو بشه!
دیدگاه ها (۵)

«رایحه پنهان»فردای آن روز | ۶:۰۴ صبحتق... تق... تق...صدای کو...

خانوم مدیرعاملپارت هفتم | پنجاه پروندهلی نِلااز آبدارخونه دو...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "32""ویو جئون آنجلینا"حوصل...

خون و عشق 🩸❤️پارت هفتملینو از کافه بیرون اومد و چند قدمی رفت...

#in_your_eyespart_9۳ویو کوکلبخند کمرنگی روی لبم نشست:آرهکایل...

خون و عشق 🩸❤️پارت ششمسه روز گذشته بود.هان دیگه لینو رو ندیده...

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

پارت ۴ #پشت غرورت روز بعد، اِما طبق معمول زودتر به مدرسه رسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط