ناغافل خوابم برد.

ناغافل خوابم برد.
وقتی بیدار شدم قوم و خویش دورم جمع شده بودند و فقط حرف های خوب خوب درباره ام میزدند...
آنوقت بود که فهمیدم مُردم.....
دیدگاه ها (۱۱)

چنان تنهایی وحشتناکی احساس می‌کردم که خیال خودکشی به سرم زد....

کسی بعد از رفتن کسی نمرده، ولی خب زندگی هم نکرده...:)# dead

#Lana.del.rey

زن ها رو با اسلحه بُکُشاما بهشون عشق تعارف نکنچون اونجوری خو...

وای این چرا اینقدر حقه🥹واییی با هزار بدبختی از طریق گیم پلی ...

بوسه ای ممنوعه

~سرنوشت من چیست~پارت دهمادامه...ویو جیمینوقتی وسایل شوگا رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط