کاش ممنوعه نبودی،

کاش ممنوعه نبودی،
تا پنجره را می گشودم
و عطر نفس هایت را،
قطره ، قطره در رگهایم
چنان تزربق میکردم که،،
حافظه کبود تنم
اسارت آغوشت را
به فراموشی می سپرد ،،،
دیدگاه ها (۱)

دور میشوم از تو دوردوردورتر!!!چشمانم را که میگشایم دیگر نمیب...

دوستش داری ؛یادت باشه فقط دوست داشتن کافی نیست ؛عشق مراقبت م...

به دلت بد راه نده!شایدهمین الان گوشی را بردارد بدون هیچ فکری...

چشمانم را میبندم صدای قدم هایت را مرور میکنم همه شان را از ...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵⁸سعی کردم چشم‌هامو باز کنم،اما سنگینیِ...

ماشین روبروی عمارت سنگی و سرد پدرش ایستاد، اما هیچ‌کدام حرکت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط