سناریو✿
سناریو✿
موضوع:وقتی دنسرشون هستیم و اونا رومون کراشن و برای دنس باید بغلمون کنن و استرس دارن و ما میخوایم ارومشون کنیم
نامجون: وای...
ات: عه آروم باش پسر...
نامجون: آخه.. تو دلیلشو نمیدونی
ات: میدونم.. روم کراشی.. منم کراشم
نامجون: نمنه؟... واقعا...؟..
ات: بله... پس استرس نداشته باش
*بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جین: وای دختر...
ات: عه چته تووو
جین: هف... من آرومم
ات: نمیخوام بخورمت که..فقط یه رقصه
*بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
شوگا: هف.. من میتونم
ات: نمیخوای آپولو هوا کنی کهههه
شوگا: در هر صورت.. استرس دارم
ات: تو که همیشه میتونی . ایندفعه هم میتونی
*بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیهوپ: وای.. استرس دارم... استرس دارم
ات: استرس نداشته باش یه رقص عادیه دیگههه
جیهوپ: واسه تو عادیه...
*بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیمین: تا حالا فکر نمیگردم انقدر رقص برام استرس داشته باشه
ات: وااا رقصه دیگه
جیمین: وای..
*خندیدی و بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
تهیونگ: اییی من خوابم میاد(بهونه میاره)
ات: بهونه نیار پاشو
تهیونگ:اهههه استرس دارم
ات:وا برا چی؟
تهیونگ: خب دیگه... دیگه دیگههه
ات: بیا بغلم
*بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جونگکوک: من باید با کراشم برقصم از استرس میمیرم خوووو
ات: تو.. کراشی روم؟...
جونگکوک:خب... آره(خجالت)
*خندیدی*
*بغلش کردی*
ات: منم دوستت دارم
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
the end.
موضوع:وقتی دنسرشون هستیم و اونا رومون کراشن و برای دنس باید بغلمون کنن و استرس دارن و ما میخوایم ارومشون کنیم
نامجون: وای...
ات: عه آروم باش پسر...
نامجون: آخه.. تو دلیلشو نمیدونی
ات: میدونم.. روم کراشی.. منم کراشم
نامجون: نمنه؟... واقعا...؟..
ات: بله... پس استرس نداشته باش
*بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جین: وای دختر...
ات: عه چته تووو
جین: هف... من آرومم
ات: نمیخوام بخورمت که..فقط یه رقصه
*بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
شوگا: هف.. من میتونم
ات: نمیخوای آپولو هوا کنی کهههه
شوگا: در هر صورت.. استرس دارم
ات: تو که همیشه میتونی . ایندفعه هم میتونی
*بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیهوپ: وای.. استرس دارم... استرس دارم
ات: استرس نداشته باش یه رقص عادیه دیگههه
جیهوپ: واسه تو عادیه...
*بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیمین: تا حالا فکر نمیگردم انقدر رقص برام استرس داشته باشه
ات: وااا رقصه دیگه
جیمین: وای..
*خندیدی و بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
تهیونگ: اییی من خوابم میاد(بهونه میاره)
ات: بهونه نیار پاشو
تهیونگ:اهههه استرس دارم
ات:وا برا چی؟
تهیونگ: خب دیگه... دیگه دیگههه
ات: بیا بغلم
*بغلش کردی*
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جونگکوک: من باید با کراشم برقصم از استرس میمیرم خوووو
ات: تو.. کراشی روم؟...
جونگکوک:خب... آره(خجالت)
*خندیدی*
*بغلش کردی*
ات: منم دوستت دارم
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
the end.
- ۱۰۹.۵k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط