ای تشنه شهیدِ سر بریده،
ای تشنه شهیدِ سر بریده،
دل از «سر« و از «پسر» بریده!
در ظهر عطش مگر چه دیدی؟!
کز جام جهان نظر بریدی؟
ای آب حیات دین «احمد»(ص)!
ای کشتی اُمت «محمد» (ص)!
بگذار که در غمت بمیرم،
کز چشم تو خون بها بگیرم!
بی سر و سامان توأم یا حسین!
دست به دامان توأم یا حسین!
زُهرۀ منظومۀ زهرا حسین،
کشتۀ افتاده به صحرا حسین!
عاقبت این عشق هلاکم کند،
در گذر کوی تو خاکم کند !
دل از «سر« و از «پسر» بریده!
در ظهر عطش مگر چه دیدی؟!
کز جام جهان نظر بریدی؟
ای آب حیات دین «احمد»(ص)!
ای کشتی اُمت «محمد» (ص)!
بگذار که در غمت بمیرم،
کز چشم تو خون بها بگیرم!
بی سر و سامان توأم یا حسین!
دست به دامان توأم یا حسین!
زُهرۀ منظومۀ زهرا حسین،
کشتۀ افتاده به صحرا حسین!
عاقبت این عشق هلاکم کند،
در گذر کوی تو خاکم کند !
- ۲.۸k
- ۲۵ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط