دل به دریایی زدم ، موجش جوابم کرد و رفت

دل به دریایی زدم ، موجش جوابم کرد و رفت
از بر معشوقه اش ، خار و خرابم کرد و رفت

مثل دریا بود و پهنای دلش بی حد و مرز
چون سرابی تشنه ی یک جرعه آبم کرد و رفت

می کشید او با خودش ، دستان لرزان دلم
لرزش دستم عذابش شد ، سوایم کرد و رفت

فصل گل بود و دلم در پیچش نیلوفران
موسم پاییزی اش ، همچون خزانم کرد و رفت

پاکی گفتار من چنگی به دنیایش نزد
لاجرم رفتم زکویش ، او نگاهم کرد و رفت

رنجشی دارم ز او در خاطرات سینه ام
حرف نا بخشوده اش ، نفرت به جانم کرد و رفت

تیشه زد کوه غرورم را ، به پایش خرده کرد
بی مروت چون پر کاهی ، هوایم کرد و رفت

ساده بودم ، پا نهادم در رهی بی انتها
شد رفیق نیمه ره ، با غم (رها) یم کرد و رفت
دیدگاه ها (۴)

یکی بود یکی نبود . یک مرد بود که تنها بود . یک زن بود که ا...

سلام صبح بخير دوستان

به سلامتی دختری که سرسفره عقد به جای گفتن با اجازه بزرگترا...

رحم تر میشویم حس غریبی ست دوست داشتن وعجیب تر از آن است دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط