.

.
موشی در خانه تله موش دید،
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد
همه گفتند؛
تله موش مشکل توست،
به ما ربطی ندارد !
ماری در تله افتاد و زن خانه را گزید،
از مرغ برایش سوپ درست کردند،
گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند،
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند
و تمام این مدت،
موش از سوراخ دیوار،
می نگریست و می گریست...!

"نگید به ما ربطی نداره"

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

در عروسی شب گذشته روستای پَشتَکوه از توابع جلابی بندرعباس مب...

قدیما لباسِ "رفاقت" ، "معرفت" بوداما جدیدا "منفعت" ، جای"مع...

#کرج طالقانچشم واکن که جهان منتظر دیدن توستلبِ خورشیدلب عطشا...

#کرج برغانتا کی غم آن خورم که دارم یا نهوین عمر به خوشدلی گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط